تبليغاتX
فقط خداجون

فقط خداجون

اوست خدایی که مثل و مانندی ندارد

به حساب خود برسید پیش از آنکه به حساب شما برسند.امام علی علیه السلام

 دلداده ی خدا مخلص ترین بنده ی خداست و راستگوترین و وفادارترین آنها به عهد و پیمان.امام صادق علیه السلام

 یاد خدا داروی بیماری جان هاست.امام علی علیه السلام

 هریادی جز یاد خدا تاریکی است. امام صادق علیه السلام

 شرک نامحسوس تر از راه رفتن مورچه در شب تاریک روی تخته سنگ سیاهی است.پیامبراکرم (ص)

 از دورویی به دور باش که دورو نزد خداوند آبرو ندارد.امام علی علیه السلام

 از مستی ثروت به خدا پناه برید زیرا این مستی دیر به پایان می رسد.امام علی علیه السلام

 یاد خدا مایه ی راندن شیطان است.امام علی علیه السلام

 ترسو زندگی خوشی ندارد.امام علی علیه السلام

 طمع مردان را ذلیل سازد. امام علی علیه السلام

 ذکر خداوندی یعنی یک معلم و مربی الهی که شب و روز در همه ی لحظات عمر با انسان است. علامه جعفری

 از گناهان دوری کنید که تمام بلاها وکمبود روحی وابسته ی گناه است.امام علی علیه السلام

 دانا کسی است که بداند آنچه می داند نسبت به آنچه نمی داند کم است.امام علی علیه السلام

 خیر وشری نیست جز اینکه ساخته و پرداخته ی ذهن باشد.ویلیام شکسپیر

 برای بهره مند شدن از آزادی باید خود را مهار کنیم. ویرجینیا وولف

 نخستین گام به سوی دانایی این است که بدانیم نادانیم. لر ویوید سیسیل

 آنجا که فرصت به پایان می رسد عشق آغاز می شود. توماس اککونیاس

  فرصت را سخت بچسبسد زندگی سراسر یک فرصت است.دیل کارنگی

 انسان همیشه بیش از آنچه تصور می کند می توتن انجام دهد. هنری فورد

 

نوشته شده در 88/01/23ساعت 20:58 توسط سیده سکینه علوی| |

نماز می تواند مشکلات دنیایی انسان را برطرف کند . اگر فرد اعتقاد بر این داشته باشد که نماز وعبادت قدرت این را دارد که مشکل انسان را برآورده کند ، قطعاً به این نتیجه خواهد رسید . این سیره ی معصومین (ع) و اولیا خداست که هر گاه در کارشان مشکلی پیش می آمد ، به نماز پناه می بردند .

 در حدیثی امام صادق (ع) می فرماید : " ما یَمنَعُ اَحَدَ کُم اِذا دَخَلَ عَلَیِه غَمٌُ مِن غُمُومِ الدٌُنیا اَن یَتَوَضٌَاَ ثُمَ یَدخُلَ المَسجَِد فَیَر کَعَ رَکعَتَینِ یَدعُوا اللهَ فیهِما اَما سَمَعتَ اللهَ تَعالی یَقُولُ :وَاستَعینُوا بِالصٌَبرِ والصٌَلا ة " چه مانعی دارد که چون شما اندوهی از غمهای دنیا بر او در آمد ، وضو بگیرد و به مسجد برود  ودو رکعت نماز بخواند وبرای رفع اندوه خود خدا را بخواند ، مگر نشینده ای که خداوند می فرماید : "  وَاستَعینُوا بِالصٌَبرِ والصٌَلا ة "

 

من بعد از ۹۸ روز دوباره اومدم .با حضور و نظراتتون یادم کنین دوباره

دوستدار همه ی شما سیده سکینه

نوشته شده در 88/01/08ساعت 14:49 توسط سیده سکینه علوی| |
تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

محفل آریایی تان طلایی

شادی هایتان یلدایی

پیشاپیش مبارک باد این شب اهورایی

شب یلداتون مبارک دوستانتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

من تا مدتی آپ نمی کنم

دلم براتون تنگ میشه

اما چه کنم

باید حواسم بیشتر به امتحاناتم باشه

خدایارتان

 تا دیداری دوباره

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

نوشته شده در 87/09/30ساعت 16:3 توسط سیده سکینه علوی| |

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

برای شناخت کامل از نماز باید پی به آثار آن برده شود . باید  بدانیم  نماز چه تأثیری در زندگی دنیوی و اخروی ما دارد .بعضی افراد  که  تارک الصلوة  و کاهل نمازند ، آثار نماز را نمی دانند، در حالی که  آیات الهی و احادیث معصومین -علیهم السلام-  تأثیرات و نتایج  نماز را بیان می کند . این  نمازی که خداوند برای ما انسانها هدیه  فرموده و آثارش هم به خود ما بر می گردد و این لیاقت را پیدا  کرده ایم که در  مقابل او سر تعظیم فرود آوریم ، نیاز خود انسان است.

خداوند نیازی به نماز ما ندارد ، در حقیقت ما نیازمند او هستیم نه او نیازمند به عبادت ما . خداوند در قران مجید بر بی نیازی خود از عبادت ما ، چنین می فرماید :" یا اَیَّها الناسُ انتُمُ الفُقراءُ الی اللهِ و اللهُ هوَ الغَنِیُّ الحَمیدُ "

ای مردم ! شما نیازمندان به خدا هستید ، تنها خداوند هست که بی نیاز و شایسته ی هر گونه حمد و ستایش است.

همانگونه که او بی نیاز مطلق است ، انسانها فقیر مطلق هستند و همانگونه که او قایم به ذات است، مخلوقات همه قایم به او هستند ؛ چرا که او وجودی است از هر نظر بی نهایت، و  واجب الوجود در ذات و صفات .با این حال از طریق عبادت و اطاعت او می توانیم راه  تکامل را پیموده و به مبدأ بی پایان فیض در پرتو  عبادتش هر لحظه  نزدیکتر شویم و از انوار ذات و صفات او بهره بگیریم .

هرگز نبایست سر تسلیم بر آستان غیر او فرود آورده و رفع نیازمندی خود را ازغیراو بطلبیم، که آنها نیز همه مانند ما محتاج اند.

او نه نیازی به اطاعت ما دارد نه بیمی از گناهان ما ؛ در عین حال رحمت واسعه ی او همه ی ما را در بر گرفته است. نه ازمیان رفتن تمام جهان چیزی از عظمت او می کاهد و نه آفرینش این عالم چیزی بر مقام کبریایی او  افزوده  است.نماز وسیله ی نجات مااست و  آثارش همه در دنیا و آخرت ظهور می کند . آثار نماز در دنیا بیشتر از آثار آن در برزخ و قیامت است و می تواند مشکلات دنیوی ما را حل کند و در تمام صحنه های زندگی ما یارو یاور ما باشد.

امید است آثار نماز در دنیا و برزخ و قیامت برما تجلی کند و سبب نجات و نورانیت ما شود.

عباس عزیزی اراکی دی ماه 1375

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

نوشته شده در 87/09/17ساعت 17:32 توسط سیده سکینه علوی| |

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

سلام

امروز با یه دل پر اومدم سراغتونخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

راستشو بخواین از دست بعضی دوستا ناراحت و دلخورم

بعضی وقت ها حس می کنم که بعضی دوستان وبلاگیم منو از یاد بردن

آخه خیلی وقته که دیگه نظر نمی دن

درسته می دونم فصل درس و مدرسه و دانشگاه هستش

اما گاه گاهی هم دل چندتا دوست رو شاد کردن ضرری به آدم نمی زنه

تعریف نباشه ها،من خودم سعی می کنم هر بار که به اینترنت میام لااقل به دوسه تا از لینکهایی که اد کردم و در واقع دوستانم حساب میشن نظر بدم.

درسته که خودم هم دیر به دیر به اینترنت میام و دیر دیر آپ می کنم،اما تمام تلاشم رو می کنم که دوستانم یه وقت حس نکنن که فراموششون کردم.

من امسال به دانشگاه رفتم و دلیل اینکه دیر آپ میکنم اینه که می خوام اولین ترم رو با معدل بالا و خوب پاس کنم،به خاطر همین کم پشت کامپیوتر می شینم و بیشتر سرم با کتاب ها و دانشگاه گرمه،میدونین که ترم اول رو اگه خوب بخونم ترم های بالاتر مشکل خاصی پیدا نمی کنم.

حالا هم اگه دوستان عزیزم دل با صفاشون خواست که دل یه دوست رو شاد کنن یه نظر کوچولو و خوشگل بدن،منم حتما در اسرع وقت بهشون سر می زنم.

راستی تا یادم نرفته اینم بگم :

همون طور که می دونین من وبلاگم رو در انتخاب برترین وبلاگ ها ثبت کردم،اولین باره اینکار رو میکنم...دوست دارم ببینم وبلاگم در چه حده،درسته که زیاد جالب نیست،امااگه دوست داشتین به آدرس زیر برید و آدرس وبلاگ من رو در کادری که در صفحه هست وارد کنین و گزینه ی ثبت وبلاگ انتخابی رو بزنید.

http://night-skin.com/topblog/list

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نوشته شده در 87/08/26ساعت 21:30 توسط سیده سکینه علوی| |
 با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

در انتخاب برترین وبلاگ ها شرکت کنید

اگه منت سر مون گذاشتین و اگه قابل دونستید

به آدرس زیر بریدو آدرس وبلاگ من (www.man-khodajoon.blogfa.com) رو در (آدرس وبلاگ انتخابی خود را وارد کنید) بنویسید و (ثبت وبلاگ انتخابی) رو بزنید.می تونین به تعداد ۵ مرتبه این کار رو انجام بدین.

شما هم میتونید به آدرس http://night-skin.com/topblog رفته و ثبت نام کنید و در انتخاب برترین وبلاگ ها شر کت کنید.توجه داشته باشید که بعد از یک بار ثبت کردن وبلاگتون دیگه بعد از این لازم نیست دوباره ثبت نام کنید.

http://night-skin.com/topblog/list

 

نوشته شده در 87/08/14ساعت 20:15 توسط سیده سکینه علوی| |

لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:
آن حضرت در روايتى فرمود: «مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.» «هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»

اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده، گوياى جايگاه والاى ايشان است.
امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد: هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد.

لقب ديگر حضرت معصومه(س) «كريمه اهل بيت» است. اين لقب نيز بر اساس رؤياى صادقانه يكى از بزرگان، از سوى اهل بيت به اين بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى اين رؤياى صادقانه بدين شرح است :

مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و يا امام صادق (ع) مشرّف شد.
امام به ايشان فرمودند: «عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْل ِ الْبَْيت ِ.» يعنى به دامان كريمه اهل بيت چنگ بزن . (۱)

ايشان به گمان اينكه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد: «قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براى دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زيارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دليل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا(س) پنهان بماند; از اين رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شريف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زيارت حضرت معصومه (س) رهسپار ايران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زيارت كريمه اهل بيت ترك كرد. (2)

1-عوالم العلوم، ج 21، ص 353 به نقل از اسنى المطالب ص 49 تا ص 51. اين روايت مدارك ديگرى هم دارد كه در شرح مفصّل به آن پرداخته ايم . 2-كريمه اهل بيت، ص43، با تلخيص و تصرّف

نوشته شده در 87/08/10ساعت 19:48 توسط سیده سکینه علوی| |
ترس از خداوند در ارتباط مستقیم از اوست.اطاعات ممکن است در وهله یاول سخت به نظر آید اما پیامدهای نا اطاعتی همیشه بسیار سختر از عمل اطاعت است.

ما در همه حال از الطاف الهی بهره می بریم و همین لطف و رحمت اوست که ما را قادر می سازد تا از صمیم قلب او را اطاعت نماییم.

هرچی بیشتر درباره ی خدا براساس کلام وحی او مطالعه و بررسی کنیم, بخش عظیم تری از وجود نامتناهی او را خواهیم شناخت.

هرچه درک ما از عدالت, حکمت و وفاداری و محبت او عمیقتر باشد, اطاعت از او آسان تر خواهد نمود.

ترس خداوند در زندگی ما هنگامی آشکار میشود که اطاعتی محض, شادمانه و بی درنگ از او داشته باشیم.

هر چیز دیگری غیر از این نا اطاعتی است.اطاعت با تاخیر, اطاعت جزیی نا اطاعتی است. غرلوند و شکایت در انجام آن چه خدا از ما خواسته است هم نا اطاعتی است.

دو عاملی که دست در دست یکدیگر دارن و ما را به اطاعتی عمیق و شیرین از او رهنمون می سازند, کسب شناختی واقعی از وجود او بر اساس کلام الهی است.

شناخت ما از خداوند تا چه اندازه است؟

در هر سطحی از شناخت او که هستیم باز هم برای رشد دیر نست. تنها کافی است کمی از طلای خود را در پای او بریزیم!

منظورم وقت ماست.

ما نباید دستورات خدا را طبقه بندی کنیم چون همه دارای ارزشی برابر هستند چرا که مهم اطاعت کردن از او به خاطر وجود شیرین خود اوست. چه در بزگترین احکام و چه در کوچکترین احکام.

بعضی از ما شاید پیش خود اینگونه فکر کنند:(( اگر فقط من و خدا در این جهان بودیم بسیار آسان بود که درست مطابق هدایت های او در زندگی کنم, ولی وقتی پای خیلی آدمهای دیگر هم در میان است....اوضاع فرق می کند و اطاعت کردن سخت میشود))

اما خدا می خواهد بداند که ما برای کدام یک زندگی می کنیم؟ او یا دیگران؟!

نظر بدهید


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/07/15ساعت 21:0 توسط سیده سکینه علوی| |

چند چیز را با چند چیز از خود دور کنید

غضب خدا را با سوره ی " حمد "

بی حوصلگی ، خشم و عصبانیت را با سوره ی " یس "

هراس قیامت را با سوره ی " دخان "

فقر و نداری را با سوره ی " واقعه "

عذاب قبر را با سوره ی " تبارک "

در امان بودن از کفر در زمان مردن را با سوره ی " کافرون "

چشم بد ، وسواس و آشوب را با سوره ی " ناس "

سلام بر همه ی دوستان . از همه عذر خواهی میکنم به خاطر دیر به دیر به روز کردنم .

 

حلول ماه مبارک رمضان را بر همه ی دوستان عزیزم تبریک و تهنیئت میگم

امید دارم که روزه ها و عبادت هایتان قبول حق تعالی باشد.

 

 

نوشته شده در 87/06/12ساعت 11:32 توسط سیده سکینه علوی| |

 

حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند : بهترین اعمال نزد خدا حفظ زبان است ، بیشترین گناهان فرزند آدم از زبان اوست . هرکه مردم از زبان او بترسند از اهل جهنم است .

 

1- خبری را ندانسته گفتن

2- عیب جویی از دیگران

3- مسخره کردن

4- تهمت زدن                                                                                               

5- فاش کردن اسرار مردم                                        

6- رنجاندن مومن

7- سرزنش بیجا                                                                        

8- دروغ گفتن

9- وعده ی دروغ

10- قسم دروغ

11- شهادت ناحق                                               

12- تحریف مسائل دینی

13- حکم ناحق

14- لعنت کردن مردم

15- ملعمه زدن

16- دل شکستن

17- امربه منکر

18- نهی از معروف

19- بدخلقی

20- تصدیق کفروشرک

21- غیبت کردن

22- شایعه پراکنی

23- به نام بد صدا زدن

24- تملق و چاپلوسی

25- با مکرو حیله سخن گفتن

26- مزاح زیاد

27- زخم زبان زدن

28- آبروریزی

29- کفر در گفتار

30- ادای صدای کسی را درآوردن

31- بدعت در دین

32- اظهار بخل و حسد

33- بد زبانی در معاشرت

34- خشونت در گفتار

35- فحش و ناسزا گفتن

36- سخن چینی کردن

37- نا امید کردن

38- شوخی با نا محرم

39- ریا در گفتار

40- فریاد زدن بیجا

نوشته شده در 87/04/26ساعت 12:5 توسط سیده سکینه علوی| |

خدا با لبخندی مهر آمیز به من می گوید (( آهای دوست داری برای مدتی خدا باشی و دنیا را برانی؟ ))
می گویم (( البته به امتحانش می ارزد.
کجا باید بنشینم ؟
چقدر باید بگیرم ؟
کی وقت نهار است ؟
چه موقع کار را تعطیل کنم ؟ ))
خدا می گوید (( سکان را بده به من! فکر میکنم هنوز آماده نباشی ))

(( شل سیلور استاین ))

نوشته شده در 87/01/26ساعت 15:5 توسط سیده سکینه علوی| |

حضرت محمد (ص) فرمودند:مجوز عبور از پل صراط نماز است.

فرمودند اگر نماز مومن قبول شود بقیه اعمال او نیز قبول درگاه الهی می باشد ، اگر نمازش قبول نشود بقیه اعمالش قبول نخواهد شد.

در نمازها نماز صبح خیلی سفارش شده است  و دلیل آن این است که در هنگام شب فرشتگان پیش انسان هستند و اعمال شب را می نویسند و هنگامی که اذان صبح می دهند فرشتگان شب می روند و جای خود را به فرشتگان صبح  می دهند.پس اگر نماز صبح را بخوانیم  در دو پرونده ثبت می شود و آخرین عمل که همان نماز است را فرشتگان شب می نویسند و اولین چیزی که در پرونده ی صبح ثبت می شود همان نماز صبح است.

نوشته شده در 86/12/03ساعت 15:30 توسط سیده سکینه علوی| |

namaz.jpg 
پروردگارا لذت بودنت را به من بچشان
بگذار از رگ گردن نزديکتر باشي
پروردگارا دلتنگيهايم حاصل درک نکردن توست
جاري هستي بر من
و سنگي نخوت در من سه راه اين جريان را گرفته
اشکها مي ريزم تا شايد کينه را دور بريزم
وجودم هديه توست و من اين هديه را گسترش خواهم داد
تا يادگاري براي جهانيان باشد
پروردگارا قدرت پاهايم باش
همت افکارم
و گستره ي خيالم
تا بيابم خوبي را
تا هديه کنم خوبي را
رهايي را به من بچشان
تا باشم و رها کنم در بندان اين قفس را
خود خواهم کن تا خود خواهي از من دور گردد
خود خواهم کن تا ببينم ابعاد وجود ديگران را درخود
خود خواهم کن تا گسترش دهم ديگران را درخود
شعله هاي نور را درونم روشن کن و لذت بودنت را بر من بچشان
تا اشکهايم را باور کنم
تا درک کنم که از رگ گردن به من نزديکتري
خدايا باب دلم را تو پرده دار شو
و سکوتم را تو تصاحب کن
تا بدانم سکوت تويي
تا بدانم دل از آن کيست!
ستايشت مي کنم
قوه ي ستايش را رشد ده تا پرستش ات کنم!

نوشته شده در 86/11/03ساعت 12:20 توسط سیده سکینه علوی| |

نهر در دل گرفته دریا را

آری آری فرات سقا را

میزند بوسه از سر تسلیم

گاه دامن و گه کف پا را

گوید ای کاینات را سرور

شرمسار علی مکن ما را

لختی از ما بنوش و لختی هم

بذل کن اهل بیت طاها را

العطش نا له های  اهل حرم

میکند آب سنگ خارا را

آب آئینه وش به نطق آرد

طوطی خسته شکر خارا

خم شد عباس و دست آب گرفت

تا اجابتت کند تقاضا را

در قنوتش چو آب ساکن شد

دید در آب نقش زهرا را

دست در سینه زلف آشفته

می دود عرض و طول صحرا را

آنچنان ریخت آب را از کف

گویی آتش گزید دیبا را

آب را عشق می کند الماس

عشق نازد به غیرت عباس

 

 

نوشته شده در 86/10/25ساعت 16:15 توسط سیده سکینه علوی| |

در خلقت ما سوی سهیم است حسین

                   در نزد خدا ذبح عظیم است حسین

                 ای غرق گنه بگیر دامانش را

                         زیرا چو خدا خود کریم است حسین

امید دارم که همه بتونیم توصف یاران حسین(ع) باشیم...

 

 

نوشته شده در 86/10/20ساعت 15:21 توسط سیده سکینه علوی| |

بـدانیـم کـه ؛
تا روزی که بخشیدن را یاد نگرفته ایم , زندگی کردن را نخواهیم آموخت .

بـدانیـم کـه ؛
برای غالب شدن بر عادت زشت شکایت کردن، باید برکات زیبای خـداونـد را بشماریم .

بـدانیـم کـه ؛
خـدا می خواهد در هـر لحظـه برای هر یک از ما همه چیز باشد.

بـدانیـم کـه ؛
آنچنان که جواهر بدون ساییدن براق نمی شود ، ما هم بدون درد کشیدن ، کامل نخواهیم شد .

بـدانیـم کـه ؛
کمک خـدا فقط به اندازه یک دعا از ما فـاصله دارد .

بـدانیـم کـه ؛
بهتر است نقشه های خود را با مداد تصورات خود بکشیم و آنگاه پاک کن را به دستان پرقدرت خـداونـد بسپاریم .

بـدانیـم کـه ؛
پاسـخ درست خـداوند همیشـه بعد از درخواست اشتباه ما روشنایی بخش است

 

نوشته شده در 86/10/12ساعت 15:49 توسط سیده سکینه علوی| |

 

روزی حضرت محمد(ص)شیطان را در مسجد الحرام دید پیش او رفت و فرمود :ای معلون چرا ناراحتی شیطان گفت:چون که این همه تلاش میکنم که مردم را گمراه کنم ولی تو در قیامت از آنها شفاعت میکنی و تمام زحمات مرا هدر می دهی وبه همین خاطر با تو دشمنم و از تو بدم میآ ید حضرت فرمودند:ازدست امتم چرا ناراحتی؟  شیطان گفت: امت تو خصو صیاتی دارند که امت های دیگر ندارند .

اول:اینکه وقتی به هم می رسند سلام میکنند که سلا م اسم خداست و من از اسم خدا می ترسم .

دوم :وقتی همدیگر را می بینند و تا دست ها یشان از هم در نیاورده گنا هانشان بخشیده می شود .

سوم:اینکه وقتی می خواهند غذا بخورند (بسم الله)می گویند و من دیگر نمی توانم غذا بخورم وگرسنه می مانم. 

چهارم: اینکه بعد از غذا( الحمد الله) می گویند .

پنجم :اینکه وقتی اسم تو می آید بلند صلوات ختم می کنند و آنقدر ثواب آن زیاد است که من فرار می کنم .

ششم :اینکه وقتی می خواهند کاری کنند (انشا الله) می گویند ومن دیگر نمی توانم

در کارهایشان مدا خله کنم وآنها را بر هم بزنم .

هفتم: اینکه وقتی کسی صدقه می دهد هم گنا هانش آمرزیده می شود وهم هفتاد نوع بلا را از خود دور می کنند به همین دلیل حضرت نبی اکرم (ص) فرمودند:وقتی انسان دستش را در جیبش می برد که پولی را صدقه دهد هفتاد شیطان دست او را می گیرند تا او را منصرف نما یند و نگذا رند او صدقه دهد.

هشتم: آنان که قران میخوانند و در خانه هایی که قرآن خوانده می شود دیگر جایی برای من نمی ماند چون در آن خانه ملائکه رفت و آمد دارند.

نهم:اینکه مرا زیاد لعنت می کنند و وقتی مرا لعنت می کنند یک زخم بر بدنم می افتد و تا زمانی که همان شخص را به گمراهی نکشانم ان خوب نمی شود.

دهم:اینکه هنگامی که گناه می کنند سریع توبه می کنند و فرمانهای مرا هدر می دهند.

یازدهم:اینکه عطسه می کنند "الحمدالله"میگویند.

  

 

نوشته شده در 86/10/05ساعت 15:25 توسط سیده سکینه علوی| |


اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،

که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.

یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،

که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم

 

نوشته شده در 86/09/27ساعت 14:54 توسط سیده سکینه علوی| |

 

خيال كردم كه در كنار ساحل با خدا قدم مي زنم

در آسمان تصويري از زندگي خود را ديدم

در هر قسمت دو جاي پا ديدم

يكي متعلق به من و ديگري متعلق به خدا

وقتي آخرين تصوير زندگي ام را ديدم

به جاي پا روي شن نگاه كردم !

ديدم كه چندين زمان در زندگي ام فقط يك جاي پا بيشتر نيست

 

براي رفع ابهام از خدا سوال كردم :

خدايا فرمودي كه اگر به تو ايمان بياورم، هيچ زماني مرا تنها نخواهي گذاشت

ديدم كه در سخت ترين لحظات زندگي‌ام فقط يك جاي پا بيشتر نيست

چرا در زماني كه بيشترين نياز را داشتم تنهايم گذاشتي ؟

 

خدا فرمود: فرزند عزيزم تو را دوست دارم و تنهايت نمي گذارم

در مواقع سخت اگر يك جاي پا مي بيني بدان كه در آن لحظات تو را به دوش كشيدم ….

نوشته شده در 86/09/15ساعت 11:59 توسط سیده سکینه علوی| |

شیطان از جنس جن است و از آتش خلق شده است.و قبل ازاینکه از بهشت رانده شود خدا را بسیار عبادت می کرد، و به همین دلیل عزازیل نام گرفت.

 

حضرت علی (ع) فرمودند:شیطان هفتاد هزار سال خدا را بسیار عبادت کرد و فقط یک نماز دو رکعتی او چهار هزار سال طول کشید و وقتی خدا انسان را از خاک آفرید و در آن روح دمید به تمام ملائکه دستور داد که بر آدم سجده کنند و همه سجده کردند به غیرازابلیس که به خدا گفت:مرا از آتش آفریده ای و او را از خاک بدبو،پس مقام من از او بالاتر است و براو سجده نمی کنم.

سپس خدا به او گفت که از درگاهم بیرون برو که تو از رانده شدگان هستی.سپس شیطان به خدا گفت:من هفتاد هزار سال تو را عبادت کرده ام و خودت فرمودی کسی که مرا عبادت کند عبادتش را بی نتیجه نمی گذارم و عوضش را به او می دهم.خدا فرمود:هر چه خواهی در دنیا به تو عطا می کنم.

 

شیطان گفت:

اول:اینکه اجازه دهی تا قیامت زنده بمانم.خداوند فرمود:تا روز معلومی تو را مهلت می دهم.

 

دوم:اینکه در مقابل هر یک از فرزندان آدم  دو فرزند به من عطا کنی که برای هر یک از اولاد آدم دو فرزند را مسلط کنم تا آنها را به گمراهی بکشانم.خداوند قبول کرد.

 

سوم:اینکه از تو می خواهم مرا در بدن اولاد آدم همچون خون جریان دهی که از هر کجای بدن او بتوانم او را به معصیت بکشانم.

 

چهارم:اینکه می خواهم اولاد آدم مرا نبینند ولی ما آنها را ببینیم.

 

پنجم:اینکه از تو می خواهم به من قدرتی دهی که به هر شکلی که می خواهم در آیم و هر کجا که خواستم بروم.

 

ششم:اینکه از تو می خواهم تا دم مرگ نیز پیش از اولاد آدم باشم؛

 

«یعنی حتی وقتی حضرت ملک الموت"عزرائیل" برای قبض روح به سراغ انسان می آید شیطان هم حاضر می شود و انسان را وسوسه می کند تا کافراز دنیارود»چنانچه امام محمدباقر(ع)فرمودند:هنگامی که انسان در حال جان کندن است خیلی تشنه می شود و در آن هنگام شیطان با یک لیوان آب می آید و می گوید اگر بر من سجده کنی و کافر شوی این آب را به تو می دهم.اگر انسان مومن و نماز خوان باشدآب را قبول نمی کند و در غیر اینصورت اگر بر شیطان سجده کند شیطان آب را می ریزد و می گوید من از تو بیزارم.

 

هفتم:اینکه از تو می خواهم مرا مخصوصا بر سینه ی اولاد آدم مسلط گردانی تا او را وسوسه کنم.

 

خداوند در پایان می فرماید:تمام خواسته هایت را بر آورده می کنم.ولی هر کس پیرو تو باشد و فریب تو را بخورد من او را به دوزخ می افکنم که بد منزلگاهی است.

سپس شیطان گفت:حالا که مرا بیرون می کنی جایی برای زندگی معین کن.

خداوند فرمود تو را در حمام  و هر کجا که محل رفت و آمد مردان است قرار دادم.

شیطان گفت:غذای من چه باشد؟

خداوندفرمود:سر هرسفره ای که نام من برده نشد بشین و با آنها که همچون حیوان گرسنه و حریص بدون گفتن آیه ی شریفه ی"بِسم الله الرَحمن الرَحیم"غذا می خورندتو هم بخور.

حضرت امام محمد باقر(ع) در اینباره فرمودند:اگر اول غذایتان یادتان رفت"بسم الله"بگویید آخر غذا بگویید که شیطان هر چه خورده استفراغ کند.

بعد شیطان گفت:من احتیاج به آب دارم؛خداوند فرمود:آب تو شراب و هر چیز مست کننده باشد.

بعد گفت:برای من کتابی قرار بده.خداوند فرمود:کتاب تو وشم(خال کوبی هایی است که بعضی روی بازوها و اندام های یکدیگر می کنند) و یا کتب سحروجادو است (اولین کسی که سحروجادو را به انسان آموخت نیز شیطان بود.)

بعد گفت:برای من اذان گویی قرار بده.خداوند فرمود:اذان تو وسایل موسیقی و مؤذن تو کسانی هستندکه با این آلات می نوازند و آنها را به کار می گیرند و هر کس موسیقی و ترانه گوش بدهد به تو لبیک گفته است.

حضرت محمد(ص)فرمودند:هر کس ترانه گوش دهددارای قساوت قلب می شودیعنی سست دل می شود و در قیامت هم خدا مارها وعقربها را بر گوش او مسلط می سازد.

 

بعد شیطان گفت:برای من حدیثی قرار بده.خداوند فرمود:حدیث تو دروغ است و کسانی که دروغ می گو یندحدیث تو را نقل می کنند.بعد گفت: برای من دام و وسیله ی شکار قرار بده.خداوند فرمود:زنان را وسیله ی صید کردن و به دام انداختن مردم قرار دادم.

 

شیطان وقتی که از بهشت رانده شد از سر لجبازی با خداوند و پیامبران و ملائکه ریش خود را تراشید و موها وناخونهایش را بلند کرد و وقتی که حضرت آدم را فریب داد و باعث بیرون راندنش از بهشت شدشروع به آواز خواندن ورقصیدن کرد.اولین کسی که شراب خورد شیطان بود و به همین خاطر،خداوند در جهان آخرت بیشترین غضبش بر زناکاران و شراب خواران است و به این دو گروه اصلا توجهی ندارد.

 

 

نوشته شده در 86/09/01ساعت 14:13 توسط سیده سکینه علوی| |

من: چقدر احساس تنهايي مي‌كنم
خدا: فاني قريب
     .::
من كه نزديكم (بقره/۱۸۶) ::.

 

من: تو هميشه نزديكي؛ من دورم... كاش مي‌شد بهت نزديك شم
خدا: و اذكر ربك في نفسك تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پيش خودت، با خوف و تضرع، و با صداي آهسته ياد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

من: اين هم توفيق مي‌خواهد!
خدا: ألا تحبون ان يغفرالله لكم
     .:: دوست نداريد خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

من: معلومه كه دوست دارم منو ببخشي
خدا: و استغفروا ربكم ثم توبوا اليه
     .:: پس از خدا بخوايد ببخشدتون و بعد توبه كنيد (هود/۹۰) ::.

 

من: با اين همه گناه... آخه چيكار مي‌تونم بكنم؟     
خدا: الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده
     .::
مگه نمي‌دونيد خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول مي‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

من: ديگه روي توبه ندارم
خدا: الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوب
     .::
(ولي) خدا عزيزه و دانا ، او آمرزنده‌ي گناه هست و پذيرنده‌ي توبه (غافر/۲-۳) ::.

 

من: با اين همه گناه، براي كدوم گناهم توبه كنم؟ 
خدا: ان الله يغفر الذنوب جميعا
     .:: خدا همه‌ي گناه‌ها رو مي‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 

من: يعني بازم بيام؟ بازم منو مي‌بخشي؟
خدا: و من يغفر الذنوب الا الله
     .::
به جز خدا كيه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

من:  نمي‌دونم چرا هميشه در مقابل اين كلامت كم ميارم! آتيشم مي‌زنه؛ ذوبم مي‌كنه؛ عاشق    مي‌شم!  ...  توبه مي‌كنم
خدا: ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين
     .::
خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونايي كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهي و ربي من لي غيرك     
خدا: اليس الله بكاف عبده
     .::
خدا براي بنده‌اش كافي نيست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

من: در برابر اين همه مهربونيت چيكار مي‌تونم بكنم؟
خدا:يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا و سبحوه بكرة و اصيلا هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمت الي النور و كان بالمؤمنين رحيما
     .::
اي مؤمنين! خدا رو زياد ياد كنيد و صبح و شب تسبيحش كنيد. او كسي هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما        درود و رحمت مي‌فرستن تا شما رو از تاريكي‌ها به سوي روشنايي بيرون بيارن. خدا نسبت به مؤمنين مهربونه  (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

 

با خودم گفتم: خدا... خالق هستي... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشيم؟! ...

 

نوشته شده در 86/08/20ساعت 13:40 توسط سیده سکینه علوی| |

 

توکّل این نیست که در راستای هدف خویش هیچ عملی را انجام ندهیم و انتظار بکشیم که کارها خود به خود درست شود بلکه توکّل مربوط به ادامه ی کار است! یعنی اگر تصمیم به یک کار درستی گرفتیم باید با استعانت از ذات اقدس الهی آن کار را با قاطعیت و پشتکاری قوی انجام دهیم و تا رسیدن به هدف دست از تلاش و کوشش بر نداریم.

خداوند می فرماید:»فَاِذا عَزَمتَ فَتَوَکّل عَلَی الله اِنَّ اللهَ یُحَبُّ المُتِوکِّلین » (یعنی :چون تصمیم به کاری گرفتی بر خداوند اعتماد و توکّل بنما بدرستی که خدا متوکّلان را دوست دارد)

رسول خدا(ص) جمعی را مشاهده کردند که کشت و زراعتی برای خود ندارند به آنها فرمودند:«شما که هستید؟» گفتند: «ما اهل توکلّیم». حضرت فرمودند: «خیر!بلکه شما بر مردم تحمیل شده اید و اهل تکدّی و کلّ بر جامعه هستید. »

همچنین توکّل نباید باعث شود که ما کارها را بدون سنجش و تفکّر و مشورت انجام دهیم بلکه باید با تفکّر و مشورت با افراد دارای صلاحیّت ،و سنجش عواقب کار ، تصمیم درستی بگیریم.

پیامبراکرم (ص) به مردی که شترخود را رها کرده بود و می گفت:«توکّل برخدا» فرمودند:زانویش را ببند آنگاه توکّل کن. یعنی از راه درست و عقلانی تبعیّت کن و سپس بر خدا توکّل کن و در آن کار از او استعانت و کمک بگیر.

 

نوشته شده در 86/08/16ساعت 11:34 توسط سیده سکینه علوی| |

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد"بله او خلق کرد"
استاد پرسید:آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ دا:بله, آقا"
استاد گفت:

اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"


ادامه مطلب
نوشته شده در 86/08/13ساعت 14:12 توسط سیده سکینه علوی| |

1-راستگو باشید.

2-با مردم مودبانه برخورد کنید.

3-خدمتگزار مردم باشید.

4-در کار خیر تاخیر نکنید.

5- پشتکار داسته باشید.

6-خشم و عصبانیت خود را کنترل کنید.

7-غیبت نکنید.

8-دنبال انتقام گرفتن و تلافی نباشید.

9-درمقابل سختی ها مقاوم باشید.

10-دنباله روی نفستان نباشید.

11-از حسادت بپرهیزید.

12-متکبر نباشید.

13-درهمه موارد با اخلاص وبی ریا باشید.

14-ازمواضع تهمت دوری کنید.

15-در زمان قدرت ببخشید.

16-در معاش اعتدال را رعایت کنید.

17-در سلام کردن اولین شخص باشید.

18-قبل از جواب دادن خوب فکر کنید.

19-همیشه لباس های مرتب و پاکیزه بپوشید.

20-به والدین خود احترام بگذارید.

21-با همسرتان خوشرو باشید.

22-مهمان خود را تکریم کنید.

23-به عهد و پیمانتان پایبند باشید.

24-قبل از انجام هر کاری روی آن فکر کنید.

25-در برابر مغلوبانتان جوانمرد باشید.

26-با نیکان مصاحبت کنید.

27-به خدا توکل کنید.

28-شکرگزار خداوند باشید.

29-بندگیش را تمام و کمال به جای آورید.

30-در راه دین خدا جهاد کنید.

31-در مقابل جاهلان ملایمت به خرج دهید.

32-با یتیمان مهربان باشید.

نوشته شده در 86/08/13ساعت 12:48 توسط سیده سکینه علوی| |

.: بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ:.

 اى امت محمد - صلى الله عليه و آله - يادكنيد محمد و آل او را در هر شدت و مصيبت تا آن كه خدا يارى كند شما را به واسطه ملايكه برشياطينى كه قصد شما مى كنند.

  به درستى كه با هر يك از شما، ملكى هست در طرف راست ، كه حسنات را مى نويسد. و ملكى ديگر در طرف چب ، كه سيئات را مى نويسد. و دو شيطان نيز هست با هركس ، كه ابليس ‍ آنها را فرستاده است ، كه او را اغوا نمايند. هنگامى كه يكى از شما، وسوسه اى در دل خود يافت ، خدا را يادكند و بگويد: لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و صلى الله على محمد و آله الطاهرين . آن دو شيطان ، پنهان مى شوند، و به نزد ابليس مى روند، و شكوه مى كنند، و به مى گويند: امروز، اين شخص مارا خسته كرده است ، جمعى از شياطين و مرده را به مدد ما فرست . ابليس ، گروهى از مادران را - در عقب يكديگر - به يارى ايشان مى فرستد، تا آن كه هزارنفر در نزد او جمع مى شوند. قصد او مى كنند. پس اگر آن بنده ، خدا را ياد كند، و بر محمد و آل آن حضرت - عليه السلام - صلوات فرستد، آنها راهى به او نخواهد يافت ؛ و به ابليس مى گويند كه خود با تمام لشكرت بيا، تا آن كه بر او غلبه نمايى ، و او را اغوا نموده گمراه سازى . پس ابليس ، با تمام لشگر مى آيد. و حق تعالى به ملايكه مى فرمايد كه : ابليس ، قصد فلان بندة من يا فلان كنيز من نموده است ، بالشگرش . شما برويد، با او مقاتله كنيد.

پس در مقابل هر شيطانى صدهزار ملك مى آيند، كه بر اساس آتشى سوارند؛ و در دست ايشان ، شمشيرها و نيزه ها از آتش است ، و كمان ها و تيرها از آتش هست ؛ و تمام كاردها و سلاح هاى ايشان از آتش است ؛ و آن شياطين را دور مى كنند، و بعضى را مى كشند، و ابليس را اسير مى كنند، و آن حربه ها بر او مى زنند.

ابليس فرياد مى زند: اى پروردگار من ، كجا است وعده تو، به درستى كه تو من را مهلت دادى تا وقت معلوم . خطاب به ملايكه مى رسد: من او را وعده داده ام كه نمى رانم ، و وعده نداده ام كه سلاح و عذاب را بر او مسلط نگردانم و درد و الم به او نرسانم حربه ها بر او بزنيد، و ما او را نخواهيم كشت . ملايكه ، آن قدر ضربت بر او مى زنند كه تمام اعضايش مجروح مى گردد؛ پس او را وا مى گذراند. ابليس ، پيوسته براى خود و براى اولادش كه كشته شده اند، اندوهگين مى باشد. و چيزى از آن جراحت هايش بهبود نمى يابد مگر به شنيدن آواز مشركان ، كه به كفر تكلم نمايند. پس اگر آن بنده ، بر ذكر خدا و صلوات فرستادن مشغول باشد، او به همان حالت باقى مى ماند. اما اگر آن بنده ياد خدا و صلوات را ترك نمايد، و در مخالفت امر خدا، و معصيت فرو رود؛ آن جراحت ها، التيام مى پذيرد، و ابليس بر آن شخص ‍ مسلط مى شود، و او را لجام مى كند، و زين بر او مى گذارد، و بر او سوار مى شود، و بعد از آن پايين مى آيد، و مى گويد، الحال ما بر او مسلطيم ، و هر وقت كه خواهيم ، بر او سوار مى توانيم شد.

 پس رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمود: اگر مى خواهيد كه ابليس ‍ را بر همان حال ، با جراحت هاى بسياراندوهگين بگذاريد، كه جراحت هايش بهبود نيايد، مداومت نماييد بر طاعت خدا و صلوات فرستادن . و اگر بر غير آن حال باشيد، اسير ابليس خواهد بود، و مرده خود را برگردن هاى شما سوار خواهد كرد.

 این مطلب از این وبلاگ کپی گردیده:http://seyedhadi2.blogfa.com/

 

نوشته شده در 86/07/25ساعت 16:28 توسط سیده سکینه علوی| |